سناریو بلولاکBlue Lock Scenario
سناریو بلولاک/Blue Lock Scenario
پارت اول
اگه خواهر کوچولوشون باشیم و خیلی دوسشون داشته باشیم
isagi yoichi/ایساگی یوئیچی
ایساگی به عنوان برادر بزرگتر بهت اهمیت میداد و دوستت داشت ، چون خیلی دوستش داشتیم گاهی اوقات اذیتش میکردیم .مثلا موقع درس خوندنش خیلی جیغ و داد میکردیم یا وقتی میخواست بره تمرین کفشاش یا لباسشو قایم میکردی که نره ، البته که خیلی ازت عصبانی میشد و دعوات میکرد حتی بعضی وقتا از پدر و مادرت برای جمع کردنت کمک میخواست . ولی داداش خوبیه👌
itoshi rin/ایتوشی رین
رین به عنوان برادر بزرگتر بیشتر از اینکه بهت اهمیت بده به درس و فوتبالش اهمیت میداد ، تو چون حرفاتو نادیده میگرفت و خودشو میزد به کوچه علی چپ ، با اینکه دوستش داشتی همیشه سرش داد میزدی ( با نیم سانت قد و صدای گوش نواز 🗿) اما وقتی سر این موضوع رین نگاهت میکرد کاملا معلوم بود چی میگه برای همین ساکت میشدی . اگه از رین میخواستی بهت فوتبالش یاد بده صد البته بهت میگفت نه ولی اگه حوصله اشو داشته باشه با جواب : بهت یاد میدم ولی با کوچیک ترین اشتباه برو خونتون . ولی اگه ببینه داری تلاشتو میکنی تشویقت میکنه .
Meguru bachira/مگورو باچیرا
باچیرا به عنوان برادر بزرگتر خیلی خوبه ، دوتایی باهم شیطونی میکنید ، دوتایی آهنگ میخونید ، فوتبال بازی میکنید ، عروسک بازی میکنید . خیلی بهت اهمیت میده ، هیچوقت سرزنشت نمیکنه و همیشه باهات بازی میکنه و البته همین کار باچیرا باعث این میشه که با تمام وجودت دوسش داشته باشی .
Nagi seishiro/ناگی سیشیرو
چه عرض کنم ، ناگی به عنوان برادر بزرگتر رتبه یک تنبلی رو داره فقط جایزه نمیبره .شنیدی میگن وقتی کسی رو دوست داشته باشیم اخلاق و رفتارمون شبیه اون فرد میشه؟ بله شما هم تبدیل به یک عدد تنبل میشید
ولی وقتی بیدارید باهم بازی میکنید ، چون تو ازش خیلی کوچیک تری اجازه گوشی داشتن رو بهت نمیدن برای همین بعضی وقتا یواشکی یا با اجازه خودش ازش گوشیشو میگرفتی . ولی چون رئو هرازگاهی میومد به خونتون کم کم داشتی به فوتبال هم علاقه پیدا میکردی و وقتی تو تلوزیون دیدی که داره فوتبال بازی میکنه خوشحال و ذوق زده بودی و پدر یا مادرت رو مجبور میکردی برات بلیط مسابقه رو بخرن.
Hyoma chigiri/هیوما چیگیری
چیگیری به عنوان برادر بزرگتر ، خیلی به مو و صورتش حساس بود و البته رو تو هم حساس بود 🙂↕️
همیشه موهاتو میبست یا گیس میکرد ، باهم ماسک میزاشتید ، کرم های مرطوب کننده و شفاف کننده میزدین ، وقتی میرفتید بازار مو بند و کشمو رو باهم انتخاب میکردین . تو تابستون چون میدونست عرق میکنید همیشه موهاتو بالا میبست تا اذیت نشی . چون داداشت رو دوست داشتی و اونم دوست داشت وقتی یروز بهش گفتی : داداشی ، میخوام موهامو یکوچولو کوتاه کنم. چیگیری هم با قیافه گرفته میفرماید: ا/ت دیگه نشنوم همچین حرفایی بزنی ، در غیر اینصورت خواهر من نیستی. و اره چون تو اینو نمیخواستی دیگه بحثشو وسط نکشیدی
Reo Mikage/رئو میکاگه
رئو به عنوان برادر بزرگتر ، تا وقتی اذیتش نکنی باهات راه میاد ولی اگه اذیتش کنی با بهترین چیزایی که دوسش داری اذیتت میکنه .ولی تو هم دوسش داشتی .چرا؟ همیشه برات همه چی میگرفت، اگه پدر و مادرت میگفتن تو باید راه خانوادگی مارو تو آینده ادامه بدی رئو مخالفت میکرد .البته تو هم دوست نداشتی که مدیریت شرکت میکاگه رو گردن بگیری . وقتی باهم میرفتین بیرون اگه میگفتی: داداشی من دلم بستنی میخواد . رئو به بادیگاردش میگه خوشمزه ترین و با کیفیت ترین بستنی رو برات آماده کنن .
وقتی موقع ورزش کردن یا حرف زدن با ناگی مزاحمش بشی البته که به بادیگاردش میگه نزار بیاد تو ولی اگه بادیگارد اذیتت کنه اخراجش میکنه ، ولی برای تو هم برنامه داره . رئو میگه : ا/ت اگه به این کارت ادامه بدی دیگه فلان کارو برات نمیکنم و نمیخرم .و اره تو هم میری پی کارت . ولی داداش خوبیه .
Michael kaiser/مایکل کایزر
کایزر به عنوان برادر بزرگتر ، گویا ایشون اهمیت دادن و ندادن پنجاه پنجاست ولی اگه طبق خواسته و علاقه اش باهاش راه میومدی کاملا بهت واکنش نشون میداد و تشویقت میکرد. اگه کسی اذیتت میکرد رسما چنان میرید به سر تا پاش که اره اخرش طرف نام خود را به فاضلاب خوردم تغییر داد . اگه تو کایزر رو اذیت میکردی ؟ باید بگم ایشون یه ساعت تو خونه نمیشینه یا میره فوتبال برای تمرین ، یا اصن خونه نیست داره راجب موضوعات مختلف تحقیق میکنه یا بازی هاشو میبینه ( برادر در باسنش تخم مرغ دارد ) برای همین وقت اذیت کردن بنده خدارو نمیکنی . ولی از دور حواسش بهت هست .
این پارت یک ، اگه بد شد دیگه شرمنده ایم ، بلاخره تجربه این کارو ندارم ولی از بعضی جاها میخونم ..🙃 و اره امیدوارم خیلی نریده باشم
پارت اول
اگه خواهر کوچولوشون باشیم و خیلی دوسشون داشته باشیم
isagi yoichi/ایساگی یوئیچی
ایساگی به عنوان برادر بزرگتر بهت اهمیت میداد و دوستت داشت ، چون خیلی دوستش داشتیم گاهی اوقات اذیتش میکردیم .مثلا موقع درس خوندنش خیلی جیغ و داد میکردیم یا وقتی میخواست بره تمرین کفشاش یا لباسشو قایم میکردی که نره ، البته که خیلی ازت عصبانی میشد و دعوات میکرد حتی بعضی وقتا از پدر و مادرت برای جمع کردنت کمک میخواست . ولی داداش خوبیه👌
itoshi rin/ایتوشی رین
رین به عنوان برادر بزرگتر بیشتر از اینکه بهت اهمیت بده به درس و فوتبالش اهمیت میداد ، تو چون حرفاتو نادیده میگرفت و خودشو میزد به کوچه علی چپ ، با اینکه دوستش داشتی همیشه سرش داد میزدی ( با نیم سانت قد و صدای گوش نواز 🗿) اما وقتی سر این موضوع رین نگاهت میکرد کاملا معلوم بود چی میگه برای همین ساکت میشدی . اگه از رین میخواستی بهت فوتبالش یاد بده صد البته بهت میگفت نه ولی اگه حوصله اشو داشته باشه با جواب : بهت یاد میدم ولی با کوچیک ترین اشتباه برو خونتون . ولی اگه ببینه داری تلاشتو میکنی تشویقت میکنه .
Meguru bachira/مگورو باچیرا
باچیرا به عنوان برادر بزرگتر خیلی خوبه ، دوتایی باهم شیطونی میکنید ، دوتایی آهنگ میخونید ، فوتبال بازی میکنید ، عروسک بازی میکنید . خیلی بهت اهمیت میده ، هیچوقت سرزنشت نمیکنه و همیشه باهات بازی میکنه و البته همین کار باچیرا باعث این میشه که با تمام وجودت دوسش داشته باشی .
Nagi seishiro/ناگی سیشیرو
چه عرض کنم ، ناگی به عنوان برادر بزرگتر رتبه یک تنبلی رو داره فقط جایزه نمیبره .شنیدی میگن وقتی کسی رو دوست داشته باشیم اخلاق و رفتارمون شبیه اون فرد میشه؟ بله شما هم تبدیل به یک عدد تنبل میشید
ولی وقتی بیدارید باهم بازی میکنید ، چون تو ازش خیلی کوچیک تری اجازه گوشی داشتن رو بهت نمیدن برای همین بعضی وقتا یواشکی یا با اجازه خودش ازش گوشیشو میگرفتی . ولی چون رئو هرازگاهی میومد به خونتون کم کم داشتی به فوتبال هم علاقه پیدا میکردی و وقتی تو تلوزیون دیدی که داره فوتبال بازی میکنه خوشحال و ذوق زده بودی و پدر یا مادرت رو مجبور میکردی برات بلیط مسابقه رو بخرن.
Hyoma chigiri/هیوما چیگیری
چیگیری به عنوان برادر بزرگتر ، خیلی به مو و صورتش حساس بود و البته رو تو هم حساس بود 🙂↕️
همیشه موهاتو میبست یا گیس میکرد ، باهم ماسک میزاشتید ، کرم های مرطوب کننده و شفاف کننده میزدین ، وقتی میرفتید بازار مو بند و کشمو رو باهم انتخاب میکردین . تو تابستون چون میدونست عرق میکنید همیشه موهاتو بالا میبست تا اذیت نشی . چون داداشت رو دوست داشتی و اونم دوست داشت وقتی یروز بهش گفتی : داداشی ، میخوام موهامو یکوچولو کوتاه کنم. چیگیری هم با قیافه گرفته میفرماید: ا/ت دیگه نشنوم همچین حرفایی بزنی ، در غیر اینصورت خواهر من نیستی. و اره چون تو اینو نمیخواستی دیگه بحثشو وسط نکشیدی
Reo Mikage/رئو میکاگه
رئو به عنوان برادر بزرگتر ، تا وقتی اذیتش نکنی باهات راه میاد ولی اگه اذیتش کنی با بهترین چیزایی که دوسش داری اذیتت میکنه .ولی تو هم دوسش داشتی .چرا؟ همیشه برات همه چی میگرفت، اگه پدر و مادرت میگفتن تو باید راه خانوادگی مارو تو آینده ادامه بدی رئو مخالفت میکرد .البته تو هم دوست نداشتی که مدیریت شرکت میکاگه رو گردن بگیری . وقتی باهم میرفتین بیرون اگه میگفتی: داداشی من دلم بستنی میخواد . رئو به بادیگاردش میگه خوشمزه ترین و با کیفیت ترین بستنی رو برات آماده کنن .
وقتی موقع ورزش کردن یا حرف زدن با ناگی مزاحمش بشی البته که به بادیگاردش میگه نزار بیاد تو ولی اگه بادیگارد اذیتت کنه اخراجش میکنه ، ولی برای تو هم برنامه داره . رئو میگه : ا/ت اگه به این کارت ادامه بدی دیگه فلان کارو برات نمیکنم و نمیخرم .و اره تو هم میری پی کارت . ولی داداش خوبیه .
Michael kaiser/مایکل کایزر
کایزر به عنوان برادر بزرگتر ، گویا ایشون اهمیت دادن و ندادن پنجاه پنجاست ولی اگه طبق خواسته و علاقه اش باهاش راه میومدی کاملا بهت واکنش نشون میداد و تشویقت میکرد. اگه کسی اذیتت میکرد رسما چنان میرید به سر تا پاش که اره اخرش طرف نام خود را به فاضلاب خوردم تغییر داد . اگه تو کایزر رو اذیت میکردی ؟ باید بگم ایشون یه ساعت تو خونه نمیشینه یا میره فوتبال برای تمرین ، یا اصن خونه نیست داره راجب موضوعات مختلف تحقیق میکنه یا بازی هاشو میبینه ( برادر در باسنش تخم مرغ دارد ) برای همین وقت اذیت کردن بنده خدارو نمیکنی . ولی از دور حواسش بهت هست .
این پارت یک ، اگه بد شد دیگه شرمنده ایم ، بلاخره تجربه این کارو ندارم ولی از بعضی جاها میخونم ..🙃 و اره امیدوارم خیلی نریده باشم
- ۵.۳k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط