{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک دم مرا به گوشه ی راحت

یک دم مرا به گوشه ی راحت
رها مکن،
با من
تلاش کن،که بدانم نمرده ام...
دیدگاه ها (۱)

خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد ؟چرا این‌گونه،کافرگونه...

چون تو را دیدم، محالم حال شد...

دلم گرفتهدلم عجیب گرفته استو هیچ چیزنه این دقایق خوشبو ، که ...

آن که دانست ، زبان بستوان که می گفت ، ندانست . . . !!!چه غم ...

روز بیست و سوم

قصه ای تلخ تر از غصه ی من آیا هستنیمه ی راه رها کرد مرا همسف...

قصه ای تلخ تر از غصه ی من آیا هستنیمه ی راه رها کرد مرا همسف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط