نیـم متــــــربـاش ولی مــــــردبـاش
نیـم متــــــربـاش ولی مــــــردبـاش
هربارجهت اعزام به بسیج نکارفت می گفتند سنت کم وقدتم کوتاهه
شرمنده..
ی بارباگریه بخانه آمد می گفت دیگه خسته شدم
من چه گناهی کردم قدم کوتاهه
روبه برادرش گفت توبچه های بسیجومیشناسی لآاقل تویه سفارشی بکن
دیدم ناراحته به شوخی گفتم پسرم دفعه بعد
دفترکتابتومچاله کن داخل پوتین قدت بلندمی شه
چند روزبعدازسرکاربرگشتم باخوشحالی به سمتم آمد
شروع کردبوسیدن من وگفت ممنونم باباکاری که گفتین انجام دادم وشد
بالاخره ثبت نام کردم
راوی:پدرشهید محمد ابراهیمی اکرادی
روحش شاد
هربارجهت اعزام به بسیج نکارفت می گفتند سنت کم وقدتم کوتاهه
شرمنده..
ی بارباگریه بخانه آمد می گفت دیگه خسته شدم
من چه گناهی کردم قدم کوتاهه
روبه برادرش گفت توبچه های بسیجومیشناسی لآاقل تویه سفارشی بکن
دیدم ناراحته به شوخی گفتم پسرم دفعه بعد
دفترکتابتومچاله کن داخل پوتین قدت بلندمی شه
چند روزبعدازسرکاربرگشتم باخوشحالی به سمتم آمد
شروع کردبوسیدن من وگفت ممنونم باباکاری که گفتین انجام دادم وشد
بالاخره ثبت نام کردم
راوی:پدرشهید محمد ابراهیمی اکرادی
روحش شاد
- ۶۳۸
- ۰۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط