{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق عطر پیرهنش بودم

عاشق عطر پیرهنش بودم
وقتی میومد بیشتر از این که نگاهش کنم بوش می‌کردم
اون عطر تلخ ...
من خیلی از اون عطر خوشم میومد
ولی خودش می‌گفت دوستش نداره
می‌گفت بخاطر من ازش استفاده می‌کنه
وقتی می‌خواست اذیتم کنه می‌گفت :
« این عطره بو طالبی گندیده نمیده ؟ »
دلم برای اون بو تنگ شده
برای وقتی که تو مترو به بهانه‌بوی بد ، سرمو می‌گذاشتم رو سینه‌ش و عطرشو به مشام می‌کشیدم
حس خوشایندی بود
دلم تنگ شده برای اون روزا
برای اون عطر تلخ
حالا وقتی دوباره ببینمش ، چه عطری زده ؟
باز هم باهام مهربون هست ؟
باز هم اجازه میده دستاشو بگیرم ؟
اصلا وقتی دیدمش انقدر بهم نزدیک میشه که عطرش به مشامم برسه ؟
چقدر بد که روزای خوب دوباره برنمی‌گردن
روزای خوب گذشته دیگه تکرار نمیشه
اون روزا رو فقط باید ساخت
شاید با یکی دیگه
شاید ..
دیدگاه ها (۱)

وقتی ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﻏﺰﻝ ﻣﻦ سخنی ﻫﺴﺖیعنی ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺗﻮ؛ همه ﺟﺎ ﺗﻮهمه ﺟ...

تو بر انگشتر عشقم نگینیمیان دلبران زیبا ترینیقمر در آسمان جل...

ما می‌ترسیمخاموشیمنگاهت می‌کنیمفقط یکی از میان ما آهسته می‌پ...

برای ملاقات با محرمانه ترین ترانه های مننیازی به جست و جوی ه...

وقتی کسی که عاشقشی رهات می کنه، بهش لبخند بزن و بذار بره، به...

A Love Transcending CenturiesP :5با شک گوشی رو از دستم گرفت....

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط