{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم هوایت

دلم هوایت
 را کرده
 عطرتو
در من پیچیده
و در خیابانهای قرارمان ،
انگار
 پاییزی شدی
 هوای زمستان
دلت را برده
و یاد من
دیگر
در دلت نیست
دیدگاه ها (۲)

تاوان دردهایم را با سکوت چشمهایم به فراموشی دل سپردمآنگاه که...

اینروزها حال چشمانم بارا نیستو هوای دل در حالت انجمادیخ زده ...

چه سرد است لبخندها ی زورکی اتیخ می بندم در نگاهتو تو را با ب...

نمی توانم نامت را در دهانم و تو را در درونمپنهان کنم .گل با ...

32

و امّا در بحبوحه روزهای سخت و التهابِ جنگ، دلم بیش از همیشه ...

من زنده بودم اما انگار مُرده بودم از بس که روزها را با شب شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط