{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم

شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

من کیستم از خویش به تنگ آمده ای

دیوانه با خرد به جنگ آمده ای

دوشینه به کوی یار از رشکم کشت

نالیدن پای دل به سنگ آمده ای
دیدگاه ها (۰)

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنستروز ستاره تا سحر تیره ...

بی تاب شبی که مهتابش تو باشی...

بادهٔ این شیشه بیش از ساغر اغیار نیستبشکنیم از جای دیگر ما خ...

حضرت علی (ع)در شگفتم از کسى که با وجود قدرت بر استغفار، مأيو...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط