{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برو ساقی که مستان هم عصا از کور می دزدند

برو ساقی که مستان هم عصا از کور می دزدند
نمانده حرمت باده ، شراب از دوست می دزدند
شرافت نزد این مردم شده بازیچه الفاظ
خدا را کرده اند پنهان که شمع خانقاه دزدند

سلامت میکنند وجام برجامت زنند هیهات
اگر فرصت کنند اینان وجودت را همی دزدند

سگان را دیده ام بسیار که دارند حرمت نانی
ولی بعضی زسگ کمتر؛که نان سفره ات دزدند

به صحرا گرکنم منزل وحوشم هم نشین باشد.
بسا بهتر که نامردان سگان خانه ام دزدند.

نصیحت میکنم جانا که ترک دوستی باید...
وگرنه با کمی غفلت غرورت را می دزدند..

مشو عاشق دراین ایام که عشق هم آلت دزدیست
بنام عشق می آیند که هست ونیست را دزدند......
دیدگاه ها (۵)

آمدی تا بشکنی؟ باشد سکوتم مال توبشکنش،خر...

دکترم فهمیده دردمدرد بی درمان توست.....دیدنت را نسخه ی حال خ...

چشم تو قاتل ودست تو طبیب است مرا ...

بار آخر ! دست آخر !من ورق را با دلم بر میزنم !بار دیگر حکم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط