{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هجر تو عمریست مرا موی سپید است

در هجر تو عمریست مرا موی سپید است
گویند که پایان سیه روز امید است

ای کاش که این قاعده را غم بپذیرد
دیریست که دل تشنه ی یک لحظه نوید است

قلبی که تپیده ست به دیدار تو هر دم
قفلی ست که در حسرت یک لحظه کلید است

آن سرو که در باغ به صد عشوه خرامید
در دام خزان مانده و بازیچه ی بید است

خم گشته مرا قامت و گویند به طعنه
این نخل نشسته به لب جوی رشید است

هرگز نشناسند مرا کهنه رفیقان
گویند که این چهره ی غم دیده جدید است

یک روز اگر آتش این سینه بخوابد
رقصان شوم آنروز مرا عید سعید است

دیشب زده ام فال به فنجان شکسته
با کینه نوشته است که دیدار بعید است
دیدگاه ها (۵)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

عمریست بدهکار دل پر غم خویشم صد زخم جفا دیدم. مرهم خویشماز گ...

حسن سلیمانی

چهل روز تا غربت اهل بیت این روزها غم تو مرا می‌کشد حسینشب ها...

کاش هر صبح، به دیدارِ تو،بیدار شدنتو دوا باشی و،با عشقِ تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط