لطفآ قبل از خواندن شعر ابتداحکایت
لطفآ قبل از خواندن شعر , ابتداحکایت
ملّانصرالدین را بخوانید و بعد شعر را.
( این حکایت مصوّر رایکی از دوستان
به وات ساپم فرستاد و ایچنین دیگ طبع شعرم را به جوش آورد) :
++++++++++++++++++++
خر و ملّا , دو تا یارِ قدیم اند .
که گوئی اُسوه بر سیبِ دو نیم اند .
چرا ملّا خرِ خود را رها کرد ؟
به یارِ با وفایِ خود , جفا کرد ؟
اگر ملّا نمی آمد به پایین .
خرِ بی چاره , حالش بُد به از این .
چو ملّا کرد عمری خر سواری .
رسید آن نوبتِ ملّا سواری .
به بختِ خر زده اینگونه تیشه .
کنون ملّایِ بی خر که نمیشه .
فتاده بینِ این دو , بس جدائی.
عظیما : وای و وای , از بی وفایی .
========================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان
ملّانصرالدین را بخوانید و بعد شعر را.
( این حکایت مصوّر رایکی از دوستان
به وات ساپم فرستاد و ایچنین دیگ طبع شعرم را به جوش آورد) :
++++++++++++++++++++
خر و ملّا , دو تا یارِ قدیم اند .
که گوئی اُسوه بر سیبِ دو نیم اند .
چرا ملّا خرِ خود را رها کرد ؟
به یارِ با وفایِ خود , جفا کرد ؟
اگر ملّا نمی آمد به پایین .
خرِ بی چاره , حالش بُد به از این .
چو ملّا کرد عمری خر سواری .
رسید آن نوبتِ ملّا سواری .
به بختِ خر زده اینگونه تیشه .
کنون ملّایِ بی خر که نمیشه .
فتاده بینِ این دو , بس جدائی.
عظیما : وای و وای , از بی وفایی .
========================
شاعر = عبدالعظیم عربی از خوزستان
- ۲.۸k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط