{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قطره عسلی بر زمین افتاد. مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خ

قطره عسلی بر زمین افتاد. مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود، اما مزه عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید...

باز عزم رفتن کرد،اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد،پس بر آن شد تا خود را در عسل بیندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد...

مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد...اما افسوس که نتوانست از آن خارج شود،پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...

در این حال ماند تا آن که نهایتا مرد....

یکی از حکماء می گوید:
دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
پس آن که به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد، نجات می یابد،و آن که در شیرینی آن غرق شود هلاک می شود.!!
دیدگاه ها (۶)

تفاوت آدم ها و انسان ها :آدم‌ها زندگی می‌کنند انسان‌ها زیبا ...

یاد آن عهدی که شور عشق در سر داشتیمالفتی با شاهد و مینا و سا...

در عالم کودکی به مادرم قول دادم که تا همیشه هیچ کس را بیشتر ...

به امروز خوش آمدی!به بازی زندگیاحترام کن ووارد شوهمه چیز تاز...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

دیدار پرشور لیلی و مجنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط