{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا من؟ رفیق گفت: من، رفیق بادلی گرفته دست شو از شونه رفیقش برداشت و دو قدم دورتر رفت و باز پرسید: توقویتری یا من؟ اوگفت: تو، رفیقش گفت: چرا نظرت عوض شد؟ جواب داد: وقتی دستت روشونه ام بود حس میکردم دنیا پشتمه...!!!
دیدگاه ها (۳)

رفاقت رو از دست فروش بازار نخريدم بلكه توكوچه هاي خاكي محلمو...

سلامتى اونى که بهش گفتن اگه عشقت بميره چيکار ميکنى گفت منم و...

دوست واقعي مثل يک صبح زيباست!نميشه تمام روز داشتش: ولي مطمئن...

نفس بده که برات نفس نفس بزنم، نفس به جز تو نخواهم برای کسی ب...

پارت دوم نماد مرگ

اسم : عشقی در تاریکی جنگل...پارت ۵،(از زبان لوسیفر )دو روز م...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part30چشاشو ریز کردو اومد جلوترکهدستشو گذاشت ...

صدای شلیک

پارت ۲۳ | پشت درجونکوک با شنیدن صدای خودش از پشت در، برای چن...

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁵یهو با گرمایی که روی زانوم احساس کردم...

میبخشی پارت ۵

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط