تخفیف

تخفیف
هر بار که برای خرید می رفت,کلی تخفیف می گرفت.
می گفتː<تو خرید بلد نیستی!یه بار با منبیا;برات یه تخفیف حسابی می گیرم.>
آن روز با فروشنده جوان,با ناز و کرشمه از هر دری حرف زد وخندید.
نیم ساعت بعد ,پس ازفروش حیا و نجابتش توانست  مانتو را با ده هزار تومان تخفیف بخرد!
استشمام رایحه تو لیاقت می خواهد,نگاه های هرزه مانند علف هرز جلوی رشد گل وجودت را می گیرند.
دیدگاه ها (۱۳)

هر بار که برای خرید می رفت,کلی تخفیف می گرفت.می گفتː<تو خرید...

🌱🔗 #تخفیف😌هر بار که برای #خرید می‌رفت، کلی تخفیف می گرفت.😧🍀م...

هر بار که برای خرید میرفت کلی تخفیفمیگرفت           میگفت:تو...

▫ نجابت و حیا 👈 هر بار که برای خرید می رفت کلی تخفیف می گرف...

فروختی یا خریدی؟؟؟؟؟ هربار که برای خرید میرفت کلی تخفیف میگر...

دخترک به دوست کم رو (نوشتیم کم رو شما بخوانید باحیا )گفت : ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط