گناهی ندارم
گناهی ندارم
گناهی ندارم ولی قسمت اینه…
که چشمای کورم به راحت بشینه…
برای دل من واسه جسم خسته ام…
منی که غرور و تو چشمات شکستم…
سر از کار چشمات کسی در نیاورد …
که هرکی تو رو خواست یه روزی بد اورد…
واسه من که بر عکس کار زمونه…
کسی نیست که قدر دلم رو بدونه…
هنوزم زمستون به یادت بهاره…
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره…
صدای دلم سازه ناسازگاره…
سکوتم به جز تو صدایی نداره…
تو خواب و خیالم فقط فکره اینم…
که دستاتو بازم تو دستام ببینم…
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم…
با چشمای کورم به راحت بشینم…
گناهی ندارم ولی قسمت اینه…
که چشمای کورم به راحت بشینه…
برای دل من واسه جسم خسته ام…
منی که غرور و تو چشمات شکستم…
سر از کار چشمات کسی در نیاورد …
که هرکی تو رو خواست یه روزی بد اورد…
واسه من که بر عکس کار زمونه…
کسی نیست که قدر دلم رو بدونه…
هنوزم زمستون به یادت بهاره…
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره…
صدای دلم سازه ناسازگاره…
سکوتم به جز تو صدایی نداره…
تو خواب و خیالم فقط فکره اینم…
که دستاتو بازم تو دستام ببینم…
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم…
با چشمای کورم به راحت بشینم…
- ۳.۷k
- ۱۷ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط