سناریو مثلث من اومدم رمان بنویسم اما بدون bts
سناریو مثلث من ( اومدم رمان بنویسم اما بدون bts)
خلاصه:
به اسمان تیره نگاهی میندازم بعد به کفش هایم نگاه میکنم باخودم فکر می کنم دنیا با رمان خیلی فرق داره
همی شه تو رمان ها بهم میرسن ولی من توی مثلث گیر کردم مثلثی که مثلث معمولی نیست
باصدای ساعت بیدار میشم یه نگاه به اتاق کردم رفتم بیرون 6 سالی میشد خانوادم رو از دست دادم
اسم من کیمیا هست کیمیا زعیم باشی
بیرون رفتم تا هوا بخورم کمه چشمم به کسی افتاد...
خلاصه:
به اسمان تیره نگاهی میندازم بعد به کفش هایم نگاه میکنم باخودم فکر می کنم دنیا با رمان خیلی فرق داره
همی شه تو رمان ها بهم میرسن ولی من توی مثلث گیر کردم مثلثی که مثلث معمولی نیست
باصدای ساعت بیدار میشم یه نگاه به اتاق کردم رفتم بیرون 6 سالی میشد خانوادم رو از دست دادم
اسم من کیمیا هست کیمیا زعیم باشی
بیرون رفتم تا هوا بخورم کمه چشمم به کسی افتاد...
- ۸۸۰
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط