{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان مافیای خشن من

رمان مافیای خشن من
.پارت یک.
«ویو ات»
زندگیه خوبی دارم ۲۶سالمه و کوک۲۸سالشه ما الان ۵ساله که باهم ازدواج کردیم و صاحب ی پسر به اسم بوگوم هستیم
همچی خوبه اون پنج سالشه
آت:پسر کوچولوی من بیدار نشده؟
کوک:نه هنوز عشقم (بوسش کرد)(ماشاالله)
آت: میتونی بری بیدارش کنی بیاد صبحونه بخوره؟
کوک:الان میرم نفسم
خلاصه که صبحونه خوردیم ،الان بوگوم با کوک رفتن بیرون
شهربازی
من از این زندگی راضیم
همچی عالیه و نهایت لذت رو میبرم ،،،،،،،،انگار قراره یک اتفاق بیوفته.......
{°°}
خماری بچه ها میدونم کمه بغییش رو فردا شب می‌زارم اینم برای اینکه خیلی گفتید گذاشتم ،پس حمایت کنید انرژی بگیرم
دیدگاه ها (۱۲)

پارت دو «ات ویو»خب ی حس بدی دارم ولی نباید بگم کوک: چی شده پ...

کدوم عکسو برای فیک جدید استفاده کنیم؟ایده سناریو بدید

وقتی دخترشونیم و تو مدرسه می‌زنیم دماغ یکی رو می‌شکنیم.نامجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط