(یک ماه بعد)
(یک ماه بعد)
ویو نویسنده
جونگکوک..هفته اول از اون اتفاق بازم آت و اذیت میکرد و آت هر دفعه بیشتر آسیب میدید تا جایی رسید که آت تا جونگکوک و میدید ازش دور میشد خیلی ازش میترسید به قدری که جونگکوک دیگه نمیتونست نزدیکش بشه چون سریع یا فرار میکرد و یا اصلا هیچ کار خطایی نمیکرد جونگکوک ازین رفتار خوشش نیومده بود...بریم سر فیک...
ویو جونگکوک
اتاقم بودم و داشتم به رفتار های مسخره و عجیب آت فکر میکردم من که کاری نکردم(تو راست میگی پسرم...تا الان که تا دسته کردی توش😂)
÷ارباب...آت کجاست؟
-نینا..
÷بله؟
÷این قدرت و بهت میدم که بتونی بیرون از آب بیشتر از نیم ساعت بیای اکی؟تا یه مدت لازم نیست بری تو آب
خوشحال شد
÷ارباب تو بهترینیییی
-میدونم..خب در بیا برو حموم و خودتو بشور میخوام امشب باهات بخوابم
÷چی؟
-میخوام بکنمت
÷ن..نمیفهمم
-مهم نی...امشب میفهمی
÷میخوای جفت گیری کنی باهام؟
خندم گرفت دختره ی اسکل
-یه جورایی...اما از نوع خوناشامی
شرمنده کم شد...حالم اکی نی.کامنت درست حسابی بزارید وگرنه بلاک میکنم
ویو نویسنده
جونگکوک..هفته اول از اون اتفاق بازم آت و اذیت میکرد و آت هر دفعه بیشتر آسیب میدید تا جایی رسید که آت تا جونگکوک و میدید ازش دور میشد خیلی ازش میترسید به قدری که جونگکوک دیگه نمیتونست نزدیکش بشه چون سریع یا فرار میکرد و یا اصلا هیچ کار خطایی نمیکرد جونگکوک ازین رفتار خوشش نیومده بود...بریم سر فیک...
ویو جونگکوک
اتاقم بودم و داشتم به رفتار های مسخره و عجیب آت فکر میکردم من که کاری نکردم(تو راست میگی پسرم...تا الان که تا دسته کردی توش😂)
÷ارباب...آت کجاست؟
-نینا..
÷بله؟
÷این قدرت و بهت میدم که بتونی بیرون از آب بیشتر از نیم ساعت بیای اکی؟تا یه مدت لازم نیست بری تو آب
خوشحال شد
÷ارباب تو بهترینیییی
-میدونم..خب در بیا برو حموم و خودتو بشور میخوام امشب باهات بخوابم
÷چی؟
-میخوام بکنمت
÷ن..نمیفهمم
-مهم نی...امشب میفهمی
÷میخوای جفت گیری کنی باهام؟
خندم گرفت دختره ی اسکل
-یه جورایی...اما از نوع خوناشامی
شرمنده کم شد...حالم اکی نی.کامنت درست حسابی بزارید وگرنه بلاک میکنم
- ۲۴.۵k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط