{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو عطرِ نابِ نسیمی و بوی بارانها

تو عطرِ نابِ نسیمی و بوی بارانها
مرا شکوفه بیاور شبیهِ گلدانها

دلم گرفته هوای تو را به سر دارم
تو باغِ اردبهشتی نه مهر و آبانها

بیا که بی نفست این خیال و رویاها
مرا چو فصلِ خزان است وباد وطوفانها

غمی بجز غمِ تو در نگاهِ خیسم نیست
من از خیالِ تو سبزم چو شعرِ دیوان ها

به یادِ چشمِ تو مستم مرا ببر با خود
که بشکُفد گلِ عشقم به باغ و بستانها

فقط دو گام مانده تا به شهر ما برسی
نمانده فاصله ای بینِ ما و هجران ها

به طعمِ عشقِ تو سوگند و این دلِ تنگم
بمان به صفحه ی دل در تمامِ دورانها

بیا که آمدنت را من آرزو دارم
که تا همیشه بمانم به عهد و پیمانها!

هستی محرابی
MNTZR_GRAPHYK
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

مرا یک بوسه مهمان کن کسی فهمید، کتمان کن من از این عاشقی مست...

مرا یک بوسه مهمان کن کسی فهمید، کتمان کن من از این عاشقی مست...

مرا یک بوسه مهمان کن کسی فهمید، کتمان کن من از این عاشقی مست...

مرا یک بوسه مهمان کن کسی فهمید، کتمان کن من از این عاشقی مست...

ای که دور از تو چون مرغ پرشکسته‌امبی تو در باغ غم، منتظر نشس...

ای دوست قبولم کن و جانم بستانمستم کن و وز هر دو جهانم بستانب...

معصومعلی مسکینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط