{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست

‌از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست

بر خاکی نشسته ام که ازآنِ من نیست

با نامی زیسته ام که ازآنِ من نیست

از دردی گریسته ام که ازآنِ من نیست

از لذّتی جان گرفته ام که ازآنِ من نیست

به مرگی جان می سپارم که ازآنِ من نیست
احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱۰)

چرا اینهمه احساس نارضایتی میکنی یا به هر دلیلی یا بی هیچ دلی...

محبوب‌تان را – دوست‌ترین‌تان را – هرگز نبخشید. بخشش، دوپهلوت...

من در رقابت با کسی نیستم ،من مایل نیستم در بازیه برتر بودن ا...

باید یکی باشد که ببینی دل توی دلش نیست که تو را به وقت هایی ...

شیشه ای دل را دست طفل خورد دادمطفل را هرکس محرم ساخت رسوا می...

کنار سنگ سردی می نشینم که هیچ #نامی روی آن ننوشته اند؛ هیچ چ...

سربازان ایرانی..........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط