مادربزرگم می گفت

مادربزرگم می گفت:
دل هر آدمی دری دارد
باید باز کنی درِ دلت را رویِ لبخندها
می گفت:
هر کدام از این درها یک کلید بیشتر ندارند
کلیدِ دل آدم دست خودش نیست
می گفت: کلیدها را پخش کرده اند بین آدمها
و هر کس یکی برای خودش برداشته
می گفت :
بلند شو و بگرد
بگرد ببین کلید قلبِ چه کسی در دستِ توست
و ببین کلید قلبت کجاست ؟
دیدگاه ها (۱)

خیلی جالبه تو همین دنیایی که آدم با آدم دیگه ای نمیتونه ارتب...

من زندگی کردن را یاد گرفته ام ...برای یک زندگیِ خوب ، نباید ...

گاهی دلم میخواهد دنیا را دست کاری کنمبی هیچ دغدغه فکری، جامد...

سناریو درخواستی وقتی که یه هیتر میخواد با تفنگ بزنتشون و ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط