رمان پارت ۷ اسم :عشق مخفیانه جونگ کوک
رمان پارت ۷ اسم :عشق مخفیانه جونگ کوک
برادر ناتنیش اومد بزنتش که یهو
جونگ کوک گفت:هی هرزه بی مصرفت دست به انوال
من نزن 💢
تا به خودت اومدی دیدی برادرت یک چک زد تو گوشت
اینقدر محکم زد که گوشت سوت کشید و جاش موند یهو اشکات اومد پایین
جونگ کوک:چاگیااا خوبی؟؟؟؟؟
کوکی دیگه دوام نیو وارد و داداشت رو مثل صگ زد که بعدش برادرت ترسید و هیچی نگفت
سر شام که نشسته بودین تو کنار جونگ کوک بودی و دامن کوتاه و یک آستین کوتاه پوشیده بودی(تو پست بعدی عکس لباس رو می زارم)
و جونگ کوک همش............
ادامه پارت بعدی
برادر ناتنیش اومد بزنتش که یهو
جونگ کوک گفت:هی هرزه بی مصرفت دست به انوال
من نزن 💢
تا به خودت اومدی دیدی برادرت یک چک زد تو گوشت
اینقدر محکم زد که گوشت سوت کشید و جاش موند یهو اشکات اومد پایین
جونگ کوک:چاگیااا خوبی؟؟؟؟؟
کوکی دیگه دوام نیو وارد و داداشت رو مثل صگ زد که بعدش برادرت ترسید و هیچی نگفت
سر شام که نشسته بودین تو کنار جونگ کوک بودی و دامن کوتاه و یک آستین کوتاه پوشیده بودی(تو پست بعدی عکس لباس رو می زارم)
و جونگ کوک همش............
ادامه پارت بعدی
- ۳۰۲
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط