{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر به زانوی تو خالی شدم از اینهمه بغض

سر به زانوی تو خالی شدم از اینهمه بغض
مثل یک خوشـــــه ی انگـــــــور، تکانـــــم دادی

شوقِ این جانِ به تنگ آمده، آغوش تو بود
آنچه می خواستم از عشـــق، همانم دادی ...
دیدگاه ها (۱)

خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید و چه بی‎ذوق جهانی که مر...

ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ! ...ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣ...

ناز کن زیبا نگارم ، تا خریدارت منم،،،دل ببازم در قمارت، دوست...

عاشقت گشتم ولی تو عاشقی را خط زدیجملگی از من شدی اما تو من ر...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

من سراپا همہ شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

تقدیم به ساحتِ مقدسِ جانانم:🫂🧿🌐بایدبه تو تقدیم کنم جان و تنم...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط