{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مترسکی سوال کردم، آیا از

از مترسکی سوال کردم، آیا از
ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟
پاسخم داد و گفت ..در ترساندن. و آزار دیگران لذتی بیاد ماندنی است.
پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم.

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم ...راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم.

گفت..تو اشتباه می کنی، زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد، مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد.!!!
دیدگاه ها (۴)

بدونه شرح.....

سکوت کن دلم!این جاسکوت اجباری ست اگرچه حرف و غزل درنگاهمان ج...

مادر من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم زیر پای تو آرزوهایی بود ...

حکم دل کردم... ولیکن اول بازی بریددل بدستش داده بودم پس چراد...

این احمق رو میبینین ما هم یه دونه از اینا داریم به اسم پزشکی...

توجه کنید . اگر مردی عالم و باتجربه را دیدید که دوست زیادی ...

🚨⁉️«مگر سردار اشعث در صفین چه می‌گفت؟!»🔰اشعث زمانه ات را بشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط