رگ خوابم روی لبهایش بود

رگِ خوابم رویِ لبهایش بود...
کافی بود کمی به آنها انحنا دهد!
لبخندش؛
باز می کرد کلافگیِ اولِ صبحم را
دیدگاه ها (۱)

هوایِ سردِ تنهاییفقط یک کوچ می خواهد مرااز این همه سرماببـر ...

دلتنگم...و تو با هیچ جمله ای وصف نمیشوی ای عجب...چه آرزوی به...

سرد بود و بی حواسبعدها فهمیدمبوقِ اِشغال می‌زنددوست داشتن‌اش...

پاییز فصل خوبی برای دور شدن نیست ...!و جاده‌ها رفیق خوبی نیس...

به چشمان تو می بخشم همه دار و ندارم رابه لبخند تو می بازم هم...

اشتباهی که اول ویدئو شروع کرد تاختناین بود که تیمور اومد مون...

رمـان زخٰم عشق تـو پـارت هفتـم🌚✨︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۫...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط