بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هشتاد دو🍷🔪
+چی میگی عوضی؟
تم خنده ای کرد
_شیخ ام حاظره این و قبول کنه..
چشمکی زد
_با شیخ بودی مدارمش جوره
قلبم نمیزد
میترسیدم
از این روی سمانه خیلی میترسیدم
با بغض گفتم
+من چه بدی کردم به تو؟
چشمش پر از نفرت شد
_تو جای من و گرفتی..من قرار بود زنش بشم من!
عربده کشید
شونه ام بالا پرید
من ماه آخرم بود
حساس بودم ، نباید استرس میکشیدم
ولی این عوضی مگه میزاشت؟
قطره اشک از چشمم ریخت ..
دلم گریه میخواست
ولی غرور من به همین آسونیا نمی شکست ..
+هیچ غلطی نمیتونی کنی
اینو بهش گفتم.
برگشتم که برم پایین ولی...
خوب خوب بچه ها باحال بدم بارم براتون دوپارت گذاشتم حمایت یادتون نشه خوشملا🥺💕🤍♥🥰😘
پارت دویست هشتاد دو🍷🔪
+چی میگی عوضی؟
تم خنده ای کرد
_شیخ ام حاظره این و قبول کنه..
چشمکی زد
_با شیخ بودی مدارمش جوره
قلبم نمیزد
میترسیدم
از این روی سمانه خیلی میترسیدم
با بغض گفتم
+من چه بدی کردم به تو؟
چشمش پر از نفرت شد
_تو جای من و گرفتی..من قرار بود زنش بشم من!
عربده کشید
شونه ام بالا پرید
من ماه آخرم بود
حساس بودم ، نباید استرس میکشیدم
ولی این عوضی مگه میزاشت؟
قطره اشک از چشمم ریخت ..
دلم گریه میخواست
ولی غرور من به همین آسونیا نمی شکست ..
+هیچ غلطی نمیتونی کنی
اینو بهش گفتم.
برگشتم که برم پایین ولی...
خوب خوب بچه ها باحال بدم بارم براتون دوپارت گذاشتم حمایت یادتون نشه خوشملا🥺💕🤍♥🥰😘
- ۴.۵k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط