{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مزارعِ پنبه‌ی شیلی

از مزارعِ پنبه‌ی شیلی
تا کارخانه‌ ی شماره هفدهِ شانگهای
و زیرِ چرخ خیاطیِ زنی تُرک
پیراهنی بودم
که به "تو" فکر می کردم..!
دیدگاه ها (۶)

تو آن سوموهایت را می بافیمن این سورویاهایم راچه تفاهم غم انگ...

سرم درد میکنه برای دوست داشتنت

‌هر فصلی بی تونامِ دیگرش پاییز است... #سپیده_سپهر

از عشق همین نکته کفایت ما راوجدان و شرف به عهد نفروخته‌ایم #...

شبها دلم کمی آسمان می خواهدتا به شماره ی تمام ستاره ها صدایت...

😂چی پیشه خودم فکر کردم ؟فکر کردم که هیت نمی گیرم فکر می کردم...

*سخنرانی پایانی جونگکوکجونگکوک: آه، همانطور که بچه‌ها قبل از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط