{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدم

هنگامی که از رسیدن به تو ناامید شدم
خودم را زدم به فراموشی
اما کجای این فراموشی به فراموشی می‌ماند؟ وقتی هر روز به وقت تنهایی‌ام سراغی از خاطراتت می‌گیرم
لب پنجره می‌ایستم
خیره به نقطه‌ای نامعلوم
می‌بینمت که می‌خندیدی که می‌رقصیدی که در آغوشم آرام می‌شدی
فرق زیادی‌ست جانم..
فرق زیادی‌ست بین کسی که فراموش می‌کند با کسی که خودش را به فراموشی می‌زند...!! #علی_سلطانی 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓 💓
دیدگاه ها (۱)

‍ 🌿 🌸 🌿 🌸 🌿 بند دلم پاره شد،کنج دلت جااای کیست...قهوه و فاا...

«وسواس مافیا »پارت ۲: شکارچی در تاریکی جه-این به زور خوابیده...

« چند پارتی تهیونگ »پارت سوم چند دقیقه بعد زنگ شروع کلاس خور...

#P𝗔R𝗧 : 104#CHAPTER : 2〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط