تو یه روزه تابستونی مامانم نشسته رو مبل

تو یه روزهـ تابستونی مامانمـ نشستهـ رو مبلـ
صدای خندم خندهـ رو لبای مامانم میاره:)
خیره میشهـ تو‌چشآم میگه:
دیوونهـ قربون اون خندهای از ته دلت‍ برم‍:)
منم:
تخس تخس زل میزنم میگم:
مـ‍ـــامـــــان عآشـــقـــتم :)
مامانم میخنده میگه:
منم عاشقتم:(:
بعد میخنده..
بلـــند میخنده و خندش به هق هق تبدیل میشهـ
و واسه‍ دوباره شنیدن خندهام‍ فیلمو میزنه عقب:)
دیدگاه ها (۴۲)

رفیقیه روزی میرسه😊 صبح از خواب پا میشی💙 .گوشیتو ور میداری می...

•\ ”سُقـ≈ـوطٓ“ تـ†ـاّواٰنِ پَریـ^ـدَنٔ با خِیلیـⁿـاٰستٌ /•

باز هم جای خالی اش خالیست...

شازده ڪوچولو پرسید : سختـ چیہـ؟ سختـ‌ تر چیہـ؟ روباه گفتـ : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط