تو یه روزهـ تابستونی مامانمـ نشستهـ رو مبلـ

تو یه روزهـ تابستونی مامانمـ نشستهـ رو مبلـ
صدای خندم خندهـ رو لبای مامانم میاره:)
خیره میشهـ تو‌چشآم میگه:
دیوونهـ قربون اون خندهای از ته دلت‍ برم‍:)
منم:
تخس تخس زل میزنم میگم:
مـ‍ـــامـــــان عآشـــقـــتم :)
مامانم میخنده میگه:
منم عاشقتم:(:
بعد میخنده..
بلـــند میخنده و خندش به هق هق تبدیل میشهـ
و واسه‍ دوباره شنیدن خندهام‍ فیلمو میزنه عقب:)
دیدگاه ها (۴۲)

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

پارت 43 رمان عشق مدرسه ای ات: باشه حالا توهم و دوباره ات و ه...

تکپارتی جونگ کوک

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

اجبار به بدبختی پارت۴۱

THE FIRST KISSPART: 5تهیونگ: میتونم عشقتو به خودم حس کنم تو...

بعد مدت هااا تک پارتی...اد استوری نشه?

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط