{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

میدانی؟ همه ی اینها نقشه بود. تا روزی از تمام آن ستاره ها

میدانی؟ همه ی اینها نقشه بود. تا روزی از تمام آن ستاره های فرو ریخته دسته گلی سازم برای روی زیباتر از یاقوتت ولی حال فکر کنم من ماندم و آسمانی تاریک با بغل بغل ستاره که در آغوشم جان میدهند.

@min_boora :
ستاره های در اغوشت را بازمی گردانی به اسمان تاریکت و فکر می کنی؛ ایا ان ها باز هم خواهند درخشید؟ حال نیز چشم هایت بی فروغ شده اند روشنایی ای برای تو وجود ندارد تمامش را برد و اینجا تاریکست حتی با ستاره هایی بی پوشش ابر ها..
دیدگاه ها (۴)

شاهرگ من، به جفت دستانم که صادقانه بر روی قلبم سایه انداخته ...

_چه صدایی رو دوست داری؟+هوم.. خب... صدای لمس دکمه_... وا چه ...

من را هرچه زودتر بکشید. اگر او پاداش زندگی من است میخواهم هر...

من هر روز مانند تیربرق به انتظار دیدن تو همانند خورشید می ای...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط