دلتنگ یک رفیق
*دلتنگ یک رفیق
پارت ۲۸
شدو * حرفی نمیزنه *
سونیک :نمیخوای چیزی بگی ؟ متاسفم ....
واقعا نمی خواستم دلت رو بشکنم ....
شدو :باشه میبخشمتون .... *بعد میره تو اتاق زیر شیروونی *
تام : هعی ...
اتاق زیر شیروونی ]________
شدو * اونجا ناکلز رو میبینه *
* دوتاشون زیرلب دندون قروچه میرن *
شدو *میشینه *
ناکلز: هی !!
شدو : چته ؟
ناکلز: اون تخت سونیکه
شدو :قبلا اجازه گرفتم
ناکلز: 😑
شدو : زانو هاشو جمع میکنه تو دلش *
۱ ساعت بعد ]]_________♤♤
ناکلز:وای من که نمیتونم بودن این تو خونه رو تحمل کنم پس ..... اذیت !
* دستش رو میکنه تو خارای شدو *
شدو :* بیدار میشه * آخخخ خارام درد میکنه
این دست کیه ؟؟
*بعد چشماشو کامل وا میکنه * هی تو !!
ناکلز :خوب چیه دارم نوازشت میکنم دیگه !
شدو "دستتو بردار ! *بلند میشه *
ناکلز: تو جایی نمیری ! * دست شدو رو میگیره *
_______________ صدا های بد بد میاد 😅🫣
_ولم کن قرمز مشت گنده !!!
_ عمرا !
______________
مدی " انگار دارن دعوا میکنن تیلز برو ببین چی کار میکنن !
_________
تیلز : دارین چی کار میکنی__ *اونارو تو صحنه بدی میبینه😅🗿 *
پارت ۲۸
شدو * حرفی نمیزنه *
سونیک :نمیخوای چیزی بگی ؟ متاسفم ....
واقعا نمی خواستم دلت رو بشکنم ....
شدو :باشه میبخشمتون .... *بعد میره تو اتاق زیر شیروونی *
تام : هعی ...
اتاق زیر شیروونی ]________
شدو * اونجا ناکلز رو میبینه *
* دوتاشون زیرلب دندون قروچه میرن *
شدو *میشینه *
ناکلز: هی !!
شدو : چته ؟
ناکلز: اون تخت سونیکه
شدو :قبلا اجازه گرفتم
ناکلز: 😑
شدو : زانو هاشو جمع میکنه تو دلش *
۱ ساعت بعد ]]_________♤♤
ناکلز:وای من که نمیتونم بودن این تو خونه رو تحمل کنم پس ..... اذیت !
* دستش رو میکنه تو خارای شدو *
شدو :* بیدار میشه * آخخخ خارام درد میکنه
این دست کیه ؟؟
*بعد چشماشو کامل وا میکنه * هی تو !!
ناکلز :خوب چیه دارم نوازشت میکنم دیگه !
شدو "دستتو بردار ! *بلند میشه *
ناکلز: تو جایی نمیری ! * دست شدو رو میگیره *
_______________ صدا های بد بد میاد 😅🫣
_ولم کن قرمز مشت گنده !!!
_ عمرا !
______________
مدی " انگار دارن دعوا میکنن تیلز برو ببین چی کار میکنن !
_________
تیلز : دارین چی کار میکنی__ *اونارو تو صحنه بدی میبینه😅🗿 *
- ۴۶
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط