{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
هر کی جلویِ درمون بازی میکرد،
حسادت میکردم، می‌گفتم اینجا
مالِ ماست، اینجا بازی نکن...
می‌گفت: برو سندشو بیار ببینم!
بغض میکردم ساکت می‌موندم.
الان وقتی کسی واردِ حریمت میشه
خیلی دوست دارم بگم این مالِ منه،
برو جایِ دیگه بازی کن!
ولی می ترسم...
می ترسم بگن سندش کو؟!

#پرویز_جلیلی‌محتشم


شنبه بیست و دوم #تیر ۱۳۹۸
ساعت ده : سی و هشت دقیقه
۱۹۰۲
۱۸۸۶
دیدگاه ها (۱۷)

-همیشه مرکزِ دنیا مکانِ خاصی نیست؛ گاهی شخصی خاص، مرکزِ دنیا...

کاش پایانِ یکی از این روزها ، شب نباشدتُو باشی .. ❤ 📷 مسجد ...

سعدی خیال بیهده بستی امید وصلهجرت بکشت و وصل هنوزت مصور استز...

💋 عصر چهارشنبه نوزدهم #تیر ۱۳۹۸ساعت هجده : پنجاه و چهار دقی...

فیک«شب بی پایان»°از زبون ا.ت°فقط خدا میدونه اگه شرکت بابام ن...

همخونه اجباری.. پارت 2."ویو پارک دوین"نفسم بند اومده بود..دس...

مال من باش Part:7برگه قبولی کنکور توی دستش بود ، با خوشحالی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط