اشک یتیم
*** اشکِ یتیم ***
روزی گذشت پادشهی ازگذرگهی -
فریادِ شوق , برسرِهرکوی و بام خاست-
پرسید زان میانه یکی کودکِ یتیم *
کاین تابناک چیست که برفرقِ پادشاست ؟ *
آن یک جواب داد, چه دانیم ماکه چیست -
پیداست آنقَدَر که متاعی گرانبهاست -
نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت وگفت*
این اشکِ دیده ی من وخونِ دلِ شماست*
مارابه رخت وچوبِ شَبانی فریفته است-
این گرگ سالهاست که با گلّه اشناست-
آن پارسا که دِه خَرَدوملک, رهزن است.
آن پادشا که مالِ رعیّت خورد گداست .
برقطره ی سرشکِ یتیمان نظاره کن -
تابنگری, که روشنیِ گوهر ازکجاست -
پروین, به کجروان سخن ازراستی چه سود ؟
کو آنچنان کسی , که نرنجد زِ حرفِ راست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
=============================
شعراز شاعره گرانقدر ونامدار, زنده یاد.
پروین اعتصامی.
روزی گذشت پادشهی ازگذرگهی -
فریادِ شوق , برسرِهرکوی و بام خاست-
پرسید زان میانه یکی کودکِ یتیم *
کاین تابناک چیست که برفرقِ پادشاست ؟ *
آن یک جواب داد, چه دانیم ماکه چیست -
پیداست آنقَدَر که متاعی گرانبهاست -
نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت وگفت*
این اشکِ دیده ی من وخونِ دلِ شماست*
مارابه رخت وچوبِ شَبانی فریفته است-
این گرگ سالهاست که با گلّه اشناست-
آن پارسا که دِه خَرَدوملک, رهزن است.
آن پادشا که مالِ رعیّت خورد گداست .
برقطره ی سرشکِ یتیمان نظاره کن -
تابنگری, که روشنیِ گوهر ازکجاست -
پروین, به کجروان سخن ازراستی چه سود ؟
کو آنچنان کسی , که نرنجد زِ حرفِ راست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
=============================
شعراز شاعره گرانقدر ونامدار, زنده یاد.
پروین اعتصامی.
- ۳.۴k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط