{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره

دوباره
صبح میشود،
و دوست داشتنت
میجوشد در من
کمی بیا ...
نگذار امروز هم
سر برود
این حس در من ...
دیدگاه ها (۱)

چشمانم مرد شده اند ؛ دیگر گریه نمی کنند ... اما ، هنوز یک زن...

درست‌ترین تعریف به عشق در کل جهان همونی هست که سعدی جان گفته...

روزگاری؛ یک تبسم، یک نگاه، خوش تر از گرمای صد آغوش بود... ف...

باید بانویی باشد! چون تو، که طُره یِ ابریشم گیسوانش، شعر ...

عاشقانه های شبنم

عشقِ تومثلِ هوایِ دَمِ صبح است،تازه ام می کند!کافیست کمی تو ...

عصرها میتواند خلاصہ اے باشداز خندہ هایت تو بخند !جهان بهانہ ...

كار ديگرى نداريم من و خورشيد...براى دوست داشتنت بيدار مى‌شوی...

صدایت که میکنم بگو جانمبگو که دوباره دستم روی تنت بلغزددوبار...

سیل

نفس من هی تو کمی نزدیکتر بیا... اما چیزی نگو... بگذار فقط......

طبیعت

بعد از مدت‌ها دوباره یه پست گذاشتم و راستش حس عجیبیه! 🥹🤍انگا...

گاهي بیــا به آرامـگهِ واژه‌هایِ مـناینجـا دِلـي بَـرای دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط