یه ستاره آویزان به داره دوباره
یه ستاره آویزان به داره دوباره،
یه خورشید که خاموش میشه با حکم اسمونی
ﺯﻥ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻭﻳﺰﻭﻧﻦ و ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﻘﻒ
ﻣﺮﺩاﻳﻲ ﺑﺎ ﺑﻴﻀﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺟﻮﻭﻧﻲ
،بوی حشیش شیره پخش در حاشیه های شهر،
صدای زجه ی ﺯﻧﺠﻴﺮ ادمای زندونی
و ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻛﻪ ﺧﻂﺒﻪ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ اﺯ ﺩﻧﻴﺎﻳﻲ ﺑﻬﺘﺮ
ﻣﺮﺩﻣﻲ ﺧﻴﺮﻩ ﺑﻪ اﺳﻤﻮﻥ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎﻱ اﺳﺘﺨﻮﻧﻲ
ﻛﻤﺮ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺧﻤﻴﺪﻩ,ﺭﻧﮓ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﭘﺮﻳﺪﻩ
ﭘﺪﺭﻱ ﮔﺮﻳﻮﻥ ﻛﻲ ﺳﻴﻨﻪ ی ﺩﺧﺘﺮﺷﻮ ﺩﺭﻳﺪﻩ
ﺗﻤﻮﻡ ﻣﺤﻠﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﻬﺮ ﺟﻠﻭا ﺷﺪه
ﻣﺴﻴﺢ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﭘﺪﺭ اﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻠﻴﺐ ﻛﺸﻴﺪﻩ
ﻧﻔﺲ ﻫﺎ ﺣﺒﺲ ﺗﻮ ﺳﻴﻨﻪ اﺯ ﺗﺮﺱ ﺷﻘﻪ ﺷﺪﻥ
کسی اینجا کسی رو جز جلاد آزاد ندیده،
ولی من خط بطلانم ببینم زبان سرخ رو ،سرم سبز مثل سرو و تنم سفیده.
یه خورشید که خاموش میشه با حکم اسمونی
ﺯﻥ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻭﻳﺰﻭﻧﻦ و ﺳﻴﻨﻪ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﻘﻒ
ﻣﺮﺩاﻳﻲ ﺑﺎ ﺑﻴﻀﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﺟﻮﻭﻧﻲ
،بوی حشیش شیره پخش در حاشیه های شهر،
صدای زجه ی ﺯﻧﺠﻴﺮ ادمای زندونی
و ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻛﻪ ﺧﻂﺒﻪ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ اﺯ ﺩﻧﻴﺎﻳﻲ ﺑﻬﺘﺮ
ﻣﺮﺩﻣﻲ ﺧﻴﺮﻩ ﺑﻪ اﺳﻤﻮﻥ ﺑﺎ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎﻱ اﺳﺘﺨﻮﻧﻲ
ﻛﻤﺮ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﺧﻤﻴﺪﻩ,ﺭﻧﮓ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﭘﺮﻳﺪﻩ
ﭘﺪﺭﻱ ﮔﺮﻳﻮﻥ ﻛﻲ ﺳﻴﻨﻪ ی ﺩﺧﺘﺮﺷﻮ ﺩﺭﻳﺪﻩ
ﺗﻤﻮﻡ ﻣﺤﻠﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﻬﺮ ﺟﻠﻭا ﺷﺪه
ﻣﺴﻴﺢ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﭘﺪﺭ اﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻠﻴﺐ ﻛﺸﻴﺪﻩ
ﻧﻔﺲ ﻫﺎ ﺣﺒﺲ ﺗﻮ ﺳﻴﻨﻪ اﺯ ﺗﺮﺱ ﺷﻘﻪ ﺷﺪﻥ
کسی اینجا کسی رو جز جلاد آزاد ندیده،
ولی من خط بطلانم ببینم زبان سرخ رو ،سرم سبز مثل سرو و تنم سفیده.
- ۲۸۵
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط