این داستان ما همه جا اماده ی مبارزه با همه چیز هستیم

این داستان : ما همه جا اماده ی مبارزه با همه چیز هستیم .

از زبون شینوبو

ما لب ساحل در حال بازی کردن بودیم . خیلی هم داشت به ما خوش میگذشت چونکه امروز اولین روز مرخصی همه هاشیرا هاست .

از زبون تمساح

تمساح : اممم....چند نفر توی ساحلن....اممم بزار ببینم دو ، چهار ، شیش شیش تا بچه توی ساحلن....میخوام همشونو بخورم هههههههه.....
من رفتمو به اون بچه ها نزدیک شدم که یهو...

از زبون شینوبو

شینوبو : که یهو دیدم ی تمساح که عینک زده داره به ما نزدیک میشه

من با تمام قدرت فریاد زدممممم

شینوبو : ی تمساح میخواد به ما حملههه کنهههههه.....

تمساح یهو متوقف میشه .

جومونگ : حملههه کنینننننن....

همه در عرض نیم ثانیه مصلح میشن .

تمساح جیغ میزنه و فرار میکنه

تمساح : واییییی....خدا یا به دادم برسسسسسس.....قلط کردممممم....ولم کنینننن.....

زنیتسو : فرار کن ترسووو...

شینوبو : اخههه...ایننن...چههه
...وضعشهههه...اخهههه...
تمساح هممم....عینک میزنهههه....
دیدگاه ها (۰)

پروف کاراکو ♡♡

دوما ، کوکوشیبو و اکازا

کاراکو و دوما

کلون های هانتگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط