{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۶:))

کوک: راس میگی

ات:اوهوم

نویسنده : همکلاسیای ات داشتن به طرف ات میومدن که

کوک:(نگاهی به همکلاسیای ات)وس جزوه ای که بهت گفتمو بیار

ات:(موضوع رو فهمید و)چشم استاد(تعظیم کوتاه)

همکلاسی های ات:وایی ات استادمون خیلی جذابههه

ات:آره حق با شماست....(رفت تو کلاس)

ـــــــــــــــــــــ🎀✨ـــــــــــــــــــ
ات ویو

رفتم سر کلاس و کوکم چند دقیقه بعد اومد و گفت میخواد جاها رو تغییر بده
کوک:سلام(وارد کلاس شد)
بچه ها:سلام استاد(بلند شدن)
کوک:خب امروز میخوام جاهاتون رو عوض کنم...لیا برو گوشه کلاس و.‌...ات بیا ردیف جلو
منو تک نشوند...اونم دقیقا روبه روی میز خودششش•○•

کوک:خوب مبحث امروزمون ،.........

کوک:ات صفحه ی ۳۹ کتاب رو باز کن و بخون

ات:چشم(داره میخونه مثلا الان).............

ویوی کوک:
داشتم به ات نگاه میکردم و تمام اجزای صورتشو به خاطر میسپردم
روز اولی که به هم سلام کرد با خودم گفتم نباید بزارم دیگه با هم دیگه خدافظی کنیم پس هرکاری میکنم که بهم علاقه مند بشه....

ات:استادد

کوک:.......

ات: الوووو ، استادددد

کوک: بله ، چیشد تموم شد؟

ات:بله

زینگگگگگگ(زنگ تفریح 🗿 )

کوک:میتونید برید

کوک : ات ، جزوه ها

ات:چی؟؟آهااا الان میارم استاد

کوک: بیا دفتر

ات:چشم

ویو من:
ات چند برگه دستش گرفت که بچه ها شک نکنن و رفت تو دفتر کوک و

کوک: ات، امممم

ات: چیزی شده؟؟

کوک: امروز میخوام یچیزی بهت بگم ....امم وقت داری؟

ات:آره حتماا

کوک: مرسی ممنونمم ❤️

ات:خواهش میکنمم

ات: من دیگه میرم...

کوک: اوکیی

ات: با اجازه پس

ویو ات :
دلم قیلی ویلییی میشد .
احساس میکردم این احساس بیشتر از یه`` عشق در نگاه اول ``هستش احساس میکردم دارم ، .... دارم بهش وابسته میشم
داشتم فکر میکردم که یهوو...


حوصلهه ندارم شرط بزارمم ولی لطفاا حمایت کنیددد چون چند روزیه واقعا حالم خوبب نیس:))
اینمم عیدیی من به شمااهااااا

ممنون از بهترین دوستم که کمکم کردم ادامشو بنویسممم✨🎀💓
دیدگاه ها (۳)

مرسیی بابت حمایت کویرتون

پارت۶:))

دخملم فالوشه؟؟

پارت۵:)ات:نه با استادم نیومدم.با دوست پسرم اومدم مشکلی داری‍...

#استاد_جدید_جذاب پارت 7ویو جونگ کوک:وقتی دیدم ات ناراحت شد ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط