#مسجدسلیمان#گتوند#شوشتر

#مسجدسلیمان#گتوند#شوشتر
گل به روی من نخندید و بگفت...
که چرا دیر به دیدار آمدی..
اینک تو برای دیدن حال این دل بیمار آمدی؟
او نمی‌دانست که من در خلوت خود صدایش کرده ام..
کم ولی چند روز ب چند روزی از دور نگاهش کرده ام...
او فقط فکر یک قدم از پاهای من بود ولی...
خود نمی‌دانست ک چندیست ز پا افتاده ام..
گل ب دیدار دلم هیچ نیامد حسرت
و دوباره زیر لب می‌گفت:که چرا دیر ب دیدار آمدی#مهران فرهادی
دیدگاه ها (۱)

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

وقتی دوستت داشتن اما... (مینهو. چان)

مثل یک ابر رها پاره ای از ماه به دوشآمدی باز هم ای سایه به خ...

معصومعلی مسکینی

اهنگ (the truth Untold)یکی از قشنگترین و آرامش بخش ترین اهنگ...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

درخواستی جیمین موضوع : اسلاید دوم پارت اول عنوان: خط قرمزصدا...

پارت دوم همون لحظه تصمیم گرفتم بهترین لباسم رو بپوشم، طوری ک...

رمان:در حسرت اغوش تو19گرمای جهش خون رو پشت گوشام احساس می کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط