{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمى دانم چرا؟ اما تو را هر جا كه مى بينم

نمى دانم چرا؟ اما تو را هر جا كه مى بينم
كسى انگار مى خواهد ز من تا با تو بنشينم

تن يخ كرده آتش را كه مى بيند چه مى خواهد؟
همانى را كه مى خواهم تو را وقتى كه مى بينم

تو تنها مى توانى آخرين درمان من باشى
و بى شك ديگران بيهوده مى جويند تسكينم

تو آن شعرى كه من جايى نمى خوانم كه مى ترسم
به جانت چشم زخم آيد چو مى گويند تحسينم

زبانم لال! اگر روزى نباشى من چه خواهم كرد؟
چه خواهد رفت آيا بر من و دنياى رنگينم؟

نباشى تو اگر ناباوران عشق مى بينند
كه اين من اين من آرام در مردن به جز اينم
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

عاشقانه

نمی دانم چرا؟ اما تو را هر جا که می بینمکسی انگار می خواهد ز...

نمی‌دانم چرا ؟ اما تو را هر جا که می بینمکسی انگار می‌خواهد ...

#نمیدانم_چرا_اما_تو_را_هر_جا_که_می_بینمکسی انگار می خواهد ز ...

نمی‌دانم چرا؟ اما تو را هرجا که می‌بینمکسی انگار می‌خواهد ز ...

نمیدانم چرا ، اما تو را هرجا که می بینمکسی انگار می خواهد ز ...

نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینمکسی انگار می خواهد ز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط