{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در عشقِ تو محکم تر

در عشقِ تو محکم تر
از آهن بودم

آواره ی کوه و دشت
و برزن بودم

بعد از عمری ساده دلی
فهمیدم

آبی که گذشت از سرت
"من" بودم
دیدگاه ها (۱۰)

#عصر ها یک معماستدرست مانند یک #رویا #غروب در آن نهفتهو #شب ...

وقت اذان کہ میرسدبہ حق هم دعا کنیم باز شود گره ز کار خداے خو...

اصرار نڪن بغضِ دلم وا شدنی نیستگمگشته ے این شعر ڪه پیدا شدنی...

‏وقتی عادت داری با هر کسی دردودل کنی،درست مثل اینه که بهشون ...

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط