{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روسری ات را بردار

روسری ات را بردار
و موهایت را باز بگذار

امشب تمنای انگشت هایم را
به قایق کاغذیِ شعر سپرده ام
تا در آبشار گیسوانت غرق شود ....
دیدگاه ها (۴)

وای از آن روز؛تو عاشق شوی و من معشوقپدری از تو در آرمکه خدا ...

فانوس نشاندم سر هر کوچه کجایی؟پرونه‌ی بی پیله‌ی من دور چرایی...

#ashura🏴 🏴 🏴 خدایا قرار دهمرا نزد خودت آبرومندبه وسیله حسین ...

#ashura🏴 🏴 🏴 حسین جانﺭﺩ ﮐﻨﯽ ﯾــﺎ ﻧﮑﻨﯽ ﺟـﺎﯼ ﺩﮔـﺮ ﻧﯿﺴـﺖ ﻣـﺮﺍ«ﺷ...

این داستان رو از خودم نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد

دخترک بفضش با حالت ناجور ترکید و اشک هایش مثل آبشار سرازیر ش...

فرداصبح بود.نه آن صبح آرام با نور طلایی. نه.صبح در عمارت فان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط