{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دین راهگشا بود و تو گمگشته ی دینی

دین راهگشا بود و تو گمگشته ی دینی
تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی

آهو نگران است، بزن تیر خطا را
صیاد دل از کف شده! تا کی به کمینی؟

این قدر میاندیش به دریا شدن ای رود
هر جا بروی باز گرفتار زمینی

مهتاب به خورشید نظر کرد و درخشید
هر وقت شدی آینه، کافی است ببینی

ای عقل بپرهیز و مگو عشق چنان است
ای عشق کجایی که ببینند چنینی

هم هیزم سنگین سری دوزخیانی
هم باغ سبک سایه ی فردوس برینی

ای عشق! چه در شرح تو جز «عشق» بگوییم
در ساده ترین شکلی و پیچیده ترینی

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

بعد یک سال بهار آمده، می بینی کهباز تکرار به بار آمده، می بی...

پشت روز روشنم، شام سیاهی دیگر استآنچه آن را کوه خواندم، پرتگ...

سکه ی این مهر از خورشید هم زرین تر استخون ما از خون دیگر عاش...

جنـــون یعنـــی کســـی در شــهر خـــود ســـر میکـــند اما......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط