{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدکی رافوت کردم چندقدم جلوترازنفس هایم برزمین نشست .بی

قاصدکی رافوت کردم چندقدم جلوترازنفس هایم برزمین نشست .بی معرفت.....برای دلخوشی من هم که شده دورازچشمانم آرزویم رابرزمین بزن
دیدگاه ها (۲)

دلم پراست آنقدرکه گاهی اضافه اش ازگوشه چشمانم می چکد....

سربه هوابودم ویک عمرنگاهم به زمین..آمدی سربه هوا،چشم به راهم...

برای عشق مبارزه کن ولی هرگزگدایی نکن.......

صدابزن مرامهم نیست به چه نامی فقط میم مالکیت راآخرش بگذارمیخ...

برده عمارت جئون

FORCED LOVEPart:3───روز سوم تمرین بود.تهیونگ صبح زود در اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط