{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ زدم خونه خواهرم . . .خواهرزادم گوشیوبرداشته . . .

زنگ زدم خونه خواهرم . . .خواهرزادم گوشیوبرداشته . . .
میگم:سلام مامان هس؟
میگه:آله
میگم:گوشیوبده بهش
میگه:نمیتونه صحبت کنه داره گلیه میکنه.
میگم:بابات چی؟
میگه:اونم داره باپلیساکه اومدن دله خونمون صحبت میتونه.
میگم:داداش رضات چی؟
میگه:لفته بیمالستاناروبگلده.
میگم:بابابزرگ چی؟
میگه:اونم لفته پزش قانونی.
میگم:چرا
میگه:آخه من گم شدم.
میگم:کجاییی الان؟
میگه:زیله تخت . . . .
دیدگاه ها (۵)

آﻫﺴﺘﻪ ﮔﻮﻳﻤﺖ، ﻧﻜﻨﺪ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﺭﺑﺎﺏ...ﺍﺯ ﻋﻤﺮ ﺍﺻﻐﺮﺵ ١٢٧ ﺭﻭﺯ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳ...

بی حکمت نیسترنگ سیاه چادر را میگویماینکه تمام تابش خورشید را...

به افتخار جوانایی که نه مثل یوز پلنگ بلکه مثل شیر نه ۹۰دقیقه...

"بسم الله الرحمن الرحیم"چشمِ دِلم به سَمتِ حرم باز مي شودبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط