{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دوست داشتنت

کاش دوست داشتنت
به مانند تمامِ حرفهایی که در دهانِ مردم می پیچد
و دست به دست می رسد به تمامِ شهر
می پیچید در دهانشان
شهر پر می شد از تو
و من پیروزِ میدان می آمدم
میانِ جمعیت برایت دست تکان می دادم
و فریاد می زدم
دیدی ؟ گفته بودم دیوانه ام !
گفته بودم تو را می خواهم !
کاش دلهره هایم
رسوایم می کرد !
رسوایی گاهی آنقدرها هم بد نیست
وقتی پایِ یک تو در میان باشد
و یک منِ آواره ی عاشق
رسوایی معنا ندارد !
کاش می توانستم تمام قد رو به رویِ چشمانت بایستم!
نگاهت کنم
چشمانم را ریز کنم
نزدیکتر بیایم
و آرام بگویم
من عاشقِ
تو هستم
می فهمی؟


#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۱۵)

کسی در رگ‌های‌م راه می‌رودکسی در قلب‌ا‌م می‌ایستدو در جیب‌ها...

دست بردار به آمین دعای دل من که تو خود مرغک آمین دلی، بانو ج...

گفت و گوهای شبانه با کودک دروناون: داری چی می خونی؟من: کتابا...

عشق اولقضیه عشق اول را شنیده‌ای؟! این‌که همه آدم‌ها در اوایل...

در چشمانم نگاه می‌کنی و به من می‌گویی که دوستم نداری؟اگر تو ...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط