اهم خب رمانو شروع میکنمح
اهم خب رمانو شروع میکنمح
وارث سایه ها
سالِ فلان فلان فلان
ننه ی جو وون:وادفاک بچه دختره؟
بابای جو وون:من این بچه رو دوست ندارم..شبیه داشا- (مارکوس-)
ننه ی جو وون:این پدصگ میزاریم پرورشگاهح
بابای جو وون:باثه
..۲ سال بعد..
-مثلا گذاشتنش پرورشگاه-
۴ سال بعد
ساعت ۳:۱۰
جو وون:...وادف..پنجره بازه..الفرارر
*از پنجره فرار میکنه🗿*
نامجون:*داره قدم میزنه*آخیش از دست جونگکوک یکم راحت شدما....
جو وون:*میخوره به نامجون*
نامجون:یا حضرت بنگچاننن..عه..
جو وون:*افتاد زمین*ها؟...*فکر میکنه نامجون مثل صاحب پرورشگاهه*..ازم دور شوو*با ترس*
نامجون:ها؟..بچه اینجا چیکار میکنی؟
اهم پارت بعدی رو فردا میزارم🗿☝🏻
وارث سایه ها
سالِ فلان فلان فلان
ننه ی جو وون:وادفاک بچه دختره؟
بابای جو وون:من این بچه رو دوست ندارم..شبیه داشا- (مارکوس-)
ننه ی جو وون:این پدصگ میزاریم پرورشگاهح
بابای جو وون:باثه
..۲ سال بعد..
-مثلا گذاشتنش پرورشگاه-
۴ سال بعد
ساعت ۳:۱۰
جو وون:...وادف..پنجره بازه..الفرارر
*از پنجره فرار میکنه🗿*
نامجون:*داره قدم میزنه*آخیش از دست جونگکوک یکم راحت شدما....
جو وون:*میخوره به نامجون*
نامجون:یا حضرت بنگچاننن..عه..
جو وون:*افتاد زمین*ها؟...*فکر میکنه نامجون مثل صاحب پرورشگاهه*..ازم دور شوو*با ترس*
نامجون:ها؟..بچه اینجا چیکار میکنی؟
اهم پارت بعدی رو فردا میزارم🗿☝🏻
- ۴۷۴
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط