{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر وقت خواستم شعری بنویسم

هر وقت خواستم شعری بنویسم

تو پیدا شدی و من

محو تماشای تو شدم

و شعر از یادم رفت

مثل همین حالا

مثل همین حالا که شعر می نوشتم

و تو حواسم را پرت کردی ...


#آشیانه
دیدگاه ها (۲)

عشق آدم را به جاهای ناشناخته می بردمثلا به ایستگاه های متروک...

موسی عصایش ...محمّد کتابش ...توچشمانت ...#آشیانه

وقتی می خواهمت و نیستیاتفاق تازه ای نمی افتدفقط من ،ذره ذره ...

غیرتت کجا رفت ؟؟؟زمانی که معشوقه ات ...از تجاوز تنهایی درد م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط