عاشق پادشاه مافیا پارت
عاشق پادشاه مافیا پارت ۳
اسلاید ۲ عمارت
اسلاید ۳ لباس خدمتکارها
ویو تهیونگ
سنا دوباره اومد تا رو مخ من راه بره اصلا حوصلشو ندارممم
+در زدن بلد نیستی؟حوصلشو ندارم گمشو
×هی حق نداری با من اینطوری بحرفی
+خیلی هم حق دارم..راستی اون پسره چرا تو اینستا فالوت داره
×اصلا به تو چه که کی منو فالو داره و من کیو فالو دارم..اصلا من رفتم
+کارتو بگو
×نمیخام..بقیه داداش دارن مام داداش داریم مثلاا..خون آشامه خر(خودتی بیشخصیت)
+همون بهتر که رفت حالم ازش بهم میخوره..کلا از دخترا بدم میاد
ویو ات
روزه اولی خیلی خسته شدم گندش بزنن به این زندگی..با کلی خستگی رفتم تو اتاق و جیهون رو دیدم خوابیده بود و منم ولو شدم رو تخت و خوابیدم
صبح ساعت ۶
از خواب پاشدم و رفتم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم اتاق و داشتم خودمو آرایش میکردم که جیهون گفت
/ات یه دفترچه قوانین بهمون دادن ۸۰ تا قانون باید حفظ کنیم
_نه بابا چی میگی
/۱ وقتی ارباب میبینتتون باید تمیز و آراسته باشید. ۲سوال نمیپرسید فقط جواب بله چشم حتما بگید ۳ آرایش نکنید ۴چاپلوسی ممنوع ۵حرف زدن درباره افراد خونه ممنوع ۶لجبازی ممنوع و...ات میشنوی نباید آرایش کنی
_خب چی میشه اگه یه قانون رو زیر پا بزاریم
/فعلا نمیدونم..عواقبش پای خودته
_داشتم از پله ها میرفتم پایین که دوباره ته رو دیدم که با یه تبلت تو دستش داشت میومد بالا و من یکم بهش مشکوک شدم آخه امکان نداره پادو اینجوری هم داشته باشیم تو همین فکر بودم که یهو بهش برخورد کردم و وسایلم پخش زمین شد
+هی..حواست کجاست؟(داد)
_باشه ببخشید حالا توعم..یه وقت کمک نکنی ها دستت میشکنه
+تقصیر خودت بوده باید خودت جمش کنی
_ایشش
از زبان تهیونگ
عصبی رفتم بالا و بهش اهمیتی ندادم و گفتم خانم چایونگ بیاد اتاقم(علامتش●)
●بله ارباب
+وانمود کن که منم یه پادوئم و منو و ات رو صدا کن بیایم دفترت و بعدش باید بخاطر اینکه من دیروز کارمو به موقع انجام ندادم بخاطر جابهجا کردن چمدون ها الکی تنبیهی برام در نظر بگیر
●ولی ارباب من جرئت همچین کاری رو ندارم
+همین که گفتم
●چشم
بادیگارد:جسارتاً چرا؟
+میخام یکم باهاش بازی کنم
بادیگارد:راستی ارباب فردا آقای جئون میان به دیدنتون
+چه خوب دلم براش تنگ شده
ویو ات
داشتم میزا رو تمیز میکردم که جیهون اومد و گفت
/ات خانم چایونگ کارت داره برو دفترش
_اوکی فهمیدم
_رفتم اتاقش و اونجا ته رو هم دیدم و خانم چایونگ گف
●ات، ته بخاطر تو تنبیه میشه که تا نصفه شب کار کنه حواست باشه دیگه کارت رو به عهده بقیه نزاری
_نه خانوم همش تقصیر من بود لطفا من رو تنبیه کنین..
+نه من تنبیهم رو میپذیرم(نیشخند)
●من دیگه رفتم(رفت)
_ته اومد سمتم و گفت
+من بخاطر تو تنبیه شدم چجوری جبرانش میکنی هوم؟
_خیلی منحرفی..گمشو(عصبی)
+من که هنوز نگفتم چجوری جبرانش کنی(نیشخند)
_از پسرایی مثل تو همینجوریشم میفهمم
+میخام با یه بو...(بادیگارد اومد تو)
بادیگارد: ارباب آقای کیم همه رو جمع کردن پذیرایی و گفتن شما هم خیلی فوری برین
+تو بلد نیستی در بزنی الدنگ..
_...
....ادامه دارد...
شرط:۱۵ لایک و ۵ بازنشر
ببخشید کم گذاشتممم😁
اسلاید ۲ عمارت
اسلاید ۳ لباس خدمتکارها
ویو تهیونگ
سنا دوباره اومد تا رو مخ من راه بره اصلا حوصلشو ندارممم
+در زدن بلد نیستی؟حوصلشو ندارم گمشو
×هی حق نداری با من اینطوری بحرفی
+خیلی هم حق دارم..راستی اون پسره چرا تو اینستا فالوت داره
×اصلا به تو چه که کی منو فالو داره و من کیو فالو دارم..اصلا من رفتم
+کارتو بگو
×نمیخام..بقیه داداش دارن مام داداش داریم مثلاا..خون آشامه خر(خودتی بیشخصیت)
+همون بهتر که رفت حالم ازش بهم میخوره..کلا از دخترا بدم میاد
ویو ات
روزه اولی خیلی خسته شدم گندش بزنن به این زندگی..با کلی خستگی رفتم تو اتاق و جیهون رو دیدم خوابیده بود و منم ولو شدم رو تخت و خوابیدم
صبح ساعت ۶
از خواب پاشدم و رفتم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم اتاق و داشتم خودمو آرایش میکردم که جیهون گفت
/ات یه دفترچه قوانین بهمون دادن ۸۰ تا قانون باید حفظ کنیم
_نه بابا چی میگی
/۱ وقتی ارباب میبینتتون باید تمیز و آراسته باشید. ۲سوال نمیپرسید فقط جواب بله چشم حتما بگید ۳ آرایش نکنید ۴چاپلوسی ممنوع ۵حرف زدن درباره افراد خونه ممنوع ۶لجبازی ممنوع و...ات میشنوی نباید آرایش کنی
_خب چی میشه اگه یه قانون رو زیر پا بزاریم
/فعلا نمیدونم..عواقبش پای خودته
_داشتم از پله ها میرفتم پایین که دوباره ته رو دیدم که با یه تبلت تو دستش داشت میومد بالا و من یکم بهش مشکوک شدم آخه امکان نداره پادو اینجوری هم داشته باشیم تو همین فکر بودم که یهو بهش برخورد کردم و وسایلم پخش زمین شد
+هی..حواست کجاست؟(داد)
_باشه ببخشید حالا توعم..یه وقت کمک نکنی ها دستت میشکنه
+تقصیر خودت بوده باید خودت جمش کنی
_ایشش
از زبان تهیونگ
عصبی رفتم بالا و بهش اهمیتی ندادم و گفتم خانم چایونگ بیاد اتاقم(علامتش●)
●بله ارباب
+وانمود کن که منم یه پادوئم و منو و ات رو صدا کن بیایم دفترت و بعدش باید بخاطر اینکه من دیروز کارمو به موقع انجام ندادم بخاطر جابهجا کردن چمدون ها الکی تنبیهی برام در نظر بگیر
●ولی ارباب من جرئت همچین کاری رو ندارم
+همین که گفتم
●چشم
بادیگارد:جسارتاً چرا؟
+میخام یکم باهاش بازی کنم
بادیگارد:راستی ارباب فردا آقای جئون میان به دیدنتون
+چه خوب دلم براش تنگ شده
ویو ات
داشتم میزا رو تمیز میکردم که جیهون اومد و گفت
/ات خانم چایونگ کارت داره برو دفترش
_اوکی فهمیدم
_رفتم اتاقش و اونجا ته رو هم دیدم و خانم چایونگ گف
●ات، ته بخاطر تو تنبیه میشه که تا نصفه شب کار کنه حواست باشه دیگه کارت رو به عهده بقیه نزاری
_نه خانوم همش تقصیر من بود لطفا من رو تنبیه کنین..
+نه من تنبیهم رو میپذیرم(نیشخند)
●من دیگه رفتم(رفت)
_ته اومد سمتم و گفت
+من بخاطر تو تنبیه شدم چجوری جبرانش میکنی هوم؟
_خیلی منحرفی..گمشو(عصبی)
+من که هنوز نگفتم چجوری جبرانش کنی(نیشخند)
_از پسرایی مثل تو همینجوریشم میفهمم
+میخام با یه بو...(بادیگارد اومد تو)
بادیگارد: ارباب آقای کیم همه رو جمع کردن پذیرایی و گفتن شما هم خیلی فوری برین
+تو بلد نیستی در بزنی الدنگ..
_...
....ادامه دارد...
شرط:۱۵ لایک و ۵ بازنشر
ببخشید کم گذاشتممم😁
- ۹۰۵
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط