{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان شیرینم ........................................

جان شیرینم ........................................
صدایت میزنم، جانی بگو........................

با همان جان گفتنت..............................
جانم به لب می آوری............................
دیدگاه ها (۵)

من صفای عشق میخواهم از او............ تــا فدا سازم وجــود خ...

گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار...گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می...

آرزویـم فقط این است زمــــان برگردد.تیرهـایی که رها شد به کم...

تو باچادر به سر کردن ز یادم میبری بانو.تمام معصیت های نهفته ...

صدات کردم ، گفتی جانمهمین جان گفتنت را ،با دل و جان دوست مید...

تو را جانم صدا کردم ولیکن برتر از جانی ،مگر جان بی تو می‌مان...

جان مں بودي و حالا جان فدایش میکني جان مں راسٮ بگو ، جانم صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط