{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گذشته ها گذشته

گذشته ها گذشته
بیا که حرفی از گذشته ها نگوییم
برای آشتی,
که سبز و آبی است
میان آن گذشته های ناجور
سیاهی ستیزه را نجوییم.

تو آمدی,
ولی دیر.
و من زدم به کوچه ی غریبه.
تو خواستی ببینی,
که شور می زند دلم برایت
و من زدم به سیم بی خیالی
و گفتم از هوا و درس و اخبار
و رنگ کفشهایت.

دلم شکسته بود و ناخوداگاه
دل تو را شکستم
و بعد از آن,
تو ساختی,
شکستم.
تو راه آشتی گشودی
و من…

ببخش!
راه بستم.
و حالا
گذشته ها گذشته
بیا دوباره باز هم بسازیم
خدا کند که اینبار
به خاطر غرورمان,
نبازیم.

شاعر: مصطفی رحمان دوست
نام شعر: به خاطر غرور
دیدگاه ها (۴)

بچه ها داریم میریم مسافرت.تا یه هفته ویس نمیام..همین فردا حر...

سلام بچه ها.هشت روز مسافرت بودم.اگه کسی تو این مدت لایکم کرد...

صبح همتون ببببببخخخخخییییرررر^_^

خیلی آرامش بخشه -_-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط