{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم بگویم

میخواهم  بگویم

 

فقر  همه جا سر میکشد

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست...طلا و غذا نیست

فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند

فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود

فقر ،  همه جا سر میکشد

          فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست

                       فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است
دیدگاه ها (۳)

ﺍﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ !....ﭼﻄﻮﺭ ﻟﺒﺎﺱ ﭘﻮﺷﯿﺪﻧﺖ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﺷﺪﻩ ؟ ! ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺭﺩﻧﺖ ﺍ...

ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪﺣﮑﻢ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻧ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط