{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معامله نهایی

معامله نهایی



پارت ۲۸ ؟



ارهخلاصه که رین کل ماجرا رو برای کیکو تعریف کرد
« خب ، تراپیست اعظم تحلیلت چیه ؟»
کیکو که تا الان مثل ادم نشسته بود رو مبل چهار زانو نشست و با اشتیاق گفت « عاشقته ، صد عاشقته میمیره برات »
با قیافه پوکر گفتم « اه تو همیشه همینو میگی »
خدا نیاره روزیو که کیکو با اون دست سنگینش به ادم پس کله ای بزنه ، احساس میکنم مغزم جا به جا شد « به من اعتماد نداری واقعا ؟»
درحالی که سرمو میمالیدم گفتم « نه نه دارم ، غلط کردم »
لبخندی زد « خوبه ، حالا بگو ببینم دردت چیه که اومدی پیش من »
غر غر کردم « اه کی‌کی ! ( لقبش بین دوستاشه ) واسه همون مسافرته هیچ لباس مناسبی ندارم . باید چندتا از لباساتو بهم قرض بدی . چمیدونم ، لباسای دوست دخترونه »
« حل کار خودمه . یه عروسی ازت بسازممم »


کمد کیکو جادوییه . یه چیزایی ازش در میاد که فکرشم نمیکنی . با مشورت های فراوان کیکو مقدار بسیار زیادی از لباس هاشو برای چند روز قرض گرفتم و فقط کفش ها و اکسسوریام چیزایی بودن که مال خودم بودن و به اون سفر میبردم ( اقا اسلاید دوم چمدون رینه ، تروخدا نگاه کنین چه کارایی میکنم فقط عکس لباس زیراشو نذاشتم براتون )

حرف زدن و غیبت کردن با کیکو خیلی حال میده و الان که مجبورم کرد ۲۵۷۹۹۷۵۳۲ تا لباس پرو کنم ، دراز کشیدن رو تخت بهترین استراحت ممکن بود . البته اگه اون هوانگ در به در شده لحطه قشنگمونو خراب نمیکرد و زنگ نمیزد
« ها چته ؟»
« مرسی که پرسیدی منم خوبم خانم اکاشی »
تلاش کردم اروم باشم « یه روز به ما استراخت دادی الانم ولمون نمیکنی ؟ »
« کار مهم داشتم »
« خب این عرض مهمتو بهم برسون دیگه »
« راجب خانوادمه . ببیپ اونجا که میریم ، زن عموم هم هست که یه ورژن ده برابر بدتر از عمومه ، حواستو حسابی جمع کن . دقت کن ، شش ماهه همو میشناسیم سه ماهه تو رابطه ایم خانوادتم دیدم اوناهم خیلی با من حال کردن فعلا قصد ازدواج و نامزدی نداریم منم به میگو حساسیت دارم و از ودکا خوشم نمیاد ، باشه ؟ همه اینارو حفظ کن که یه وقت سوتی ندی زنه خیلی مارمولکه »
بدون هیچ حرفی تلفنو قطع کردم . چی فکر کرده ؟ رباتی چیزیم ؟ هرچی اخلاق گند داره رو سر من خالی میکنه ، وقتشه که حسابی پیش کیکو غیبتشو کنم



این پارت خیلی مزخرفه همه تو کامنتا بهم فحش بدین هرکی بگه نه خوبه رو بلاک میکنم 👺
دیدگاه ها (۳۹)

بنده در حال انجام هر کاری جز پارت نوشتن ::بچه ها ببینین مشکل...

بنده درحال انجام هرکاری جز پارت نوشتن پارت دوماین پارت نیست ...

اینم ورژن هیونجینش 😭دوست دارم از شخصیتای دیگه هم درست کنم ول...

چون فعلا حال ندارم پارت بنویسم بیاین ازینا داشته باشینورژن ه...

عاشقان حسود پارت ۱۲ جونگ اه فهمید نیکا دیگه نمیتونه تحمل کنه...

معامله نهاییپارت ۴۰همونطور که انتظار داشتم ، خوابم نبرد . ام...

first love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط